عرض پله

عرض پله گرد و پله دکوراتیو

آیین نامه

در مبحث سوم آیین نامه مقررات ملی ساختمان حداقل عرض پله مفید برای راه پله عدد ۱۱۰ سانتیمتر درنظر گرفته شده که البته اگر تعداد متصرفان پله (افرادی که از پله استفاده می کنند) کمتر از ۵ نفر باشد آنگاه این مقدار تا ۹۰ سانتیمتر قابل کاستن است.

نکته دیگری که در آیین نامه تاکید شده، ثابت بودن عرض پله در تمام کف پله‌ها است.

دیدگاه کاربردی

به تجریه دریافته ام که در عمل بیش از آنکه آیین نامه ها عرض پله را در طراحی پله گرد و پله دکوراتیو دیکته کنند، مسایل مرتبط با کاربرد، زیبایی، محدودیتهای پروژه ساختمانی و تناسب با سایر ابعاد پله بر این بُعد موثر هستند.

از دیدگاه کاربردی به هر حال مهمترین موضوع در تعیین عرض پله تعداد افرادی است که در بدترین شرایط می خواهند به طور همزمان از یک کف پله بهره ببرند و یا به بیان ساده تر چند نفر از کنار هم می توانند بر روی یک کف پله عبور کنند. اغلب و جز در موارد خاص انتظار می رود که حداقل ۲ نفر بتوانند به طور همزمان (و در دوجهت مخالف) از پله استفاده کنند. در غیر این صورت اگر کسی در حال استفاده از پله باشد نفر دیگر (در جهت مخالف) بایستی منتظر بماند تا نفر اول از پله عبور کند تا نوبت به وی برسد (در صورتی که نفر دیگری از مسیر مقابل وارد پله نشده باشد 🙂 ) و این به هیچ وجه خوشایند نیست.

پله گرد

در طراحی عرض پله گرد از دیدگاه کاربردی باید درنظر داشت که پاخور پله گرد در عرض کف پله متغییر است (به علت شکل ذوزنقه ای کف پله) بنابراین بخشی از عرض کف پله (بسته به نوع طراحی) که به سمت مرکز دوران پله است می تواند بسیار باریک (پاخور کم) و بلااستفاده باشد. بنابراین در این شرایط دقت به عبارت “عرض مفید” که در آیین نامه مطرح شده اهمیت بیشتری پیدا می کند.

فرمول بلوندل

فرمول بلوندل برای رابطه میان پاخور و ارتفاع پله گرد

در اولین بخش از این رشته نوشته قصد دارم به فرمول بلوندل بپردازم. این فرمول پیشنهادی است برای برقراری رابطه ای میان پاخور و ارتفاع یک کف پله.

فرانسوا بلوندل” مشهور به “بلوندل کبیر” یک مهندس، ریاضیدان، سیاستمدار و معمار قرن هفدهم فرانسوی است. البته او بیشتر به عنوان یک معمار مشهور است.

بلوندل در کتاب خود با عنوان “دوره های معماری” (Cours d’Architecture) کارهای پیشین در زمینه رابطه مناسب میان ابعاد پاخور و ارتفاع پله (منتج به ایجاد ارگونومی و راندمان بالا در کاربری پله) را بررسی می‌کند. کارهایی که توسط فیثاغورس، ویتروویوس، اسکاموزی و … صورت گرفته. او ضمن رد همگی آنها پیشنهاد خود را ارائه می کند.

بلوندل چنین استدلال می کند که چون یک گام صرفا افقی انسان عادی طولی معادل ۲۴ اینچ و یک گام صرفا عمودی وی (فاصله میان پله های یک نردبان عمودی) ۱۲ اینچ است. پس معادله میان طول پاخور و ارتفاع بایستی به گونه ای پیشنهاد شود که برای یک گام افقی (پله ای با ارتفاع صفر) پاخور را معادل ۲۴ اینچ و برای یک گام عمودی (پله ای با پاخور صفر) ارتفاع را معادل ۱۲ اینچ نتیجه دهد.


بلوندل هرچند این تئوری را ارائه کرد اما معادله ای برای آن پیشنهاد نداد. اما با یک محاسبه ساده می‌توان برای پیشنهاد بلوندل معادله‌ای ارائه داد. به این صورت که حاصل جمع دوبرابر ارتفاع پله با پاخور پله بایستی برابر ۲۴ اینچ شود.
البته آنچه امروزه به عنوان فرمول بلوندل استفاده می شود به صورت زیر درآمده که کمی با عدد ۲۴ اینچ تفاوت دارد.

۶۵ > دوبرابر ارتفاع پله بعلاوه پاخور > 63

در پله گرد

باید توجه داشت که در پله گرد پاخور ثابتی در یک کف پله وجود ندارد. به علت شکل ذوزنقه ای کف پله یک پله گرد بایستی از پاخور مفید پله گرد یا همان پاخور طبیعی پله گرد در این فرمول استفاده کرد. در مورد نحوه محاسبه آن روشهای مختلفی وجود دارد که در بخش های بعدی به برخی از آنها خواهیم پرداخت.